تبليغاتX
پـســــــران بلـــوچ™























پـســــــران بلـــوچ™

از این بع بعد فقط تـــرول

ســــــلام.... .ســلام.... .
من و دوستام به همه ای شما دوستای گلـــم که به این بلاگ تشریف میارین خوش امد میگم
این بلاگ تشکیل شده از1:محمــــ ـدامیـ ــن™2:آرمـــانو سهــیل
شما میتونید مطالب جدیدمارو همین پایین پیدا کنید ... .فقط نظر یادتون نره... .
نوشته شده در ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

ســـــــلام به همگــــی.. . . 

نوشته شده در ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

نوشته شده در ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

بـــه هرکی گفتــم دوســـــــــت دارم  گفـــت واسم کـارت شــارژ میخــــری!!!!!!

نوشته شده در ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

دستم نمیرســـ . ـــ . ـــ . ـــد به بلندآیـِـــــ چیدنت...

بـــ ...ـــآید بَسَندِه کنم به رویآی دیدنتـــ...

نوشته شده در ساعت 11 قبل از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها

هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر

دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم
نوشته شده در ساعت 2 قبل از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

سلام رفقهای گل خودم....

بچه ها با خودم گفتم مدته زیاده که همدیگه رو میشناسیم و بد هم نیس چهره منم ببینید.. .

یهو دیدی تو خیابون همدیگه رو دیدم هه

این منم..... .

 

محـــــــــمــــد امیـــــن ریگـــی


برچسب‌ها: محمدامین ریگی, محمد امین ریگی, پسران بلوچ, محمد امین ریکی, امین ریگی
نوشته شده در ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

ســــــــــــــــــــــــلام عزيزم.. .خوبي... .خوشي.. .

شرمندتم عزيز كه نميتونم بيام.. همونطور كه خودت ميدوني من تو دانشگاه هستم.. .و خوابگاه. .

دسترسي به نت هم ندارم[قلب شکسته] [گل]

 هفته هاي يه بار فقط ميام كامنت ها رو چك ميكنم!! از تو هم ممنون كه بهم سر ميزني قول ميدم سر يه وقت مناسب جبرات كنم.. .[گل]

راستي امشب رو دارم براي يه مناسبت خوب جشن ميگيرم!! ولي نميگم چه مناسبتي!!! به دوستاي خوابگاهي خودمم نگفتم هااااا

راستي يه خبـــــــــــــــــــــــــــر ديگه!!!

دوم بهمــــــــن تولدمه !!!

حتمـــا ميام تو بلاگم!! منتظر همتونم!!!!!!!!

 

خـــدا نگهدارتون.. ..

محمـــدامين ريگي


برچسب‌ها: محمدامين ريگي, پسران بلوچ
نوشته شده در ساعت 5 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

 روي تخته سنگي نوشته بود:اگر کسي عاشق شد چه کند؟من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند.براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشت چه کند؟من هم با بي حوصلگي زير آن نوشتم: بميرد بهتر است.براي بار سوم که از آنجا عبور ميکردم،انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد،اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافت  

نوشته شده در ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

ســلام... .

من اومدم.. .ولی بدون غم و غصه !!

تو پست قبلی گفتم که حالم بده.. .ببخشید که شما رو هم ناراحت کردم!نمیدونستم شما رو هم بهم میریزم

به هر حال ببخشید .. .و اینکه الان من حالم خوبه!

ممنون از همدردیتون... .واقعا خوشحالم کردید.. .

الان تو کافی نتم.. .به نت دسترسی ندارم تو دانشکده.. .

گاهی میام و پستی میدم ولی خیلی ببخشید که نمیتونم بیام واسه اپتون!

من میرم ولی زودی میام.. .

فعلا...... .


برچسب‌ها: محمدامین ریگی, امین ریگی, پسر بلوچ, محمد امین ریگی
نوشته شده در ساعت 6 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

سلام... چطورید عزیزانم..... .خوبید.. .دلم براتون تنگ شده..... .حالم بده.. .بد

خیلی بهتون نیاز دارم اما نمیتونم پیشتون بــاشم... .


خداحافظ تا بعد... .

محمدامین ریگی

نوشته شده در ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

ســـــــــــــــلام.. .

خوبید دوستای خوبم... .

دیروز نتایج کنکور فنی اومد ومن قــــــــــبـــــــــــول شدم.... .

دانشگاه دولتی زاهدان... اولویت اولم بود.. .عالیه.. .

آرمــان هم غیرانتفاعی کـــرمان قبول شـد

{نمیتونم بیام برای آپتون پس دعوت نکنید عزیزانم}

وای که چقدر دلم میخوادتون و براتووووون تنگ شده....... .

دوووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتوووووووووووووننننننننننننننننن دارمممممممم

نوشته شده در ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

سـلام

چطورید بچه ها... .خوبید

خیلی سریع میخوام یه حرف های بزنم و برم... .

ایــــن وبلاگ تــــــــا مدتی دیگه آپ نمیشه... .به دلیل کارهای زیاد و دانشگاه و اینجور چیزها... 

ازم نخوایید بهتون سر بزنم چون نمیتون و شرمندتون میشم

(((خیلی دلــــــــم گرفته از اینکه دارم میرم   دوست دارم اوضاع دوباره برگرده مثل قبل که همه با هم جمع بودیم وباهم حرف میزدیم.... اما حیف که هر کدومتون رفتید یه جای دیگه و سرگرمید ...... .))))

هر روز شب ها میام کامنت ها رو میبینم اگه کاری داشتیدبا من تو کامنت ها بگید... .

خیلی دوستتون دارم... .

خــــــداحافظ

نوشته شده در ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

نوشته شده در ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

ســلام... .ســـــــــــــــلام..... .چطورِیــد برو بچ... .

مــا سه تا برگشتیـم.. . هوراااا....

خوبـــیــد... .خــوشـید... . ما رو نمی بینید خوش میگذره... .!!!!

ای وای که پدرم در اومد اینهمه نیومدم نـت... .باورم نمیشد اینقدر تحمل داشته باشم

شما رو نمیدونم ولی من دلم خیلی براتون تنگ شده... .

خب دیگه چه خبرا... .دم همتون گرم که باوجود اینکه نبودیم بازم اودید و کامنت گذاشتید!

راستی قصه ای کـنـکـور ما هم تقریبآ تموم شد!!جعمه رفتم امتحانمو دادم از 200 تا سوال 88 تا رو زدم

معلوم نیست چی بشه!!!

راستی الان تو مسافرتم اومدم زاهـدان!!!برگردم ایرانشهر دربست در خدمتتونم ومیام پیشتون بهتون سر میزنم!

فعلآ... .بـای

محمــــ ـدامیـ ــن™

نوشته شده در ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

سلام 

بعد مدت ها آومدم 

خیلی مشکل دارم این دو دوستام کجاند که هرچی زنگ میزنم گوشیهاشون خاموشه خیلی نگرانشون شدم 

هر دوتاتون زودی بهم زنگ بزنید 

من زیاد نمیتونم بیام تو وبمون شمارمو  تو نظرات گذاشتم

چه خبر از دوستای گلم ؟همه خوبن ؟

نوشته شده در ساعت 10 قبل از ظهر توسط سهیل| |

ســــلام.... .ســــلام... .

من دوباره اومـــدم.... . 

امروز رفتــم کارنامه ی خودمــو گـرفتم

قبول شده بودم.. . .ولی نمیگم باچه معدلی.. .

بـــلـــه  بنده دیـــپـــلــم گــرفتــم... .

امروز که بچه ها رو تو مدرسه دیدم  تازه فهمیدم کنکورمون دو هفته دیگست نه یه ماه دیگه

اصلآ نمیدونستم

وای حالا چیکار کنم... .از کجا شروع کنم... .کدوم رو بخونم.. .

باید برم بخونم دیگه.. .نمیشه کارش کرد.. .سعی میکنم بخونم.. .البته سعی میکنم؟؟!! 

پس تا بعد کنکور.. .بای بای.. .ولی میام سرمیزنم وکامنت هاتونو میخونم.. .ولی ببخشید که نمیتونم زود جوابتونو بدم.. .

تو رو خدا دعا کنیید(واقعنیی)

دلم واستوووون تنگ میشه  
دوستون دارم  

بابای تا یه مدددددت... .

                                               

نوشته شده در ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

سلام به دوستای گلم...
 

من اومـــــــــــــدم  

از همه دوستای نازنینم که میان و واسم نظر میزارن هزاران هزار بار  ممنون... .   


 

بالاخره امتحانات تموم شدن و امروز روز اول استراحتمه   البته تاااااااااا مرداد ماه ...کنکور...

 

تو  رو خدا دعا کنین کنکور قبول بشم 

 

دلم واسه وبلاگم و واسه دوستام که شما ها باشید تنگیده بود... .

 

از این به بعد همیشه  اینجام و از پا  کامی بلند نمیشم 

 


هی جوونی کجایی که یادت بخیر!!!!(گفته های شبونه ی پدربزرگم )

 

هان چی میگم؟
 


راستی... .
یه سوال فنی: دغدغه ی یه پسر ۱۸ ساله مثل بنده چه می تواند باشد؟

 

دمتون گرم اگه جواب سوالمو بدین!

 

دوستتون دارم... بیشتر ازین مزاحمتون نمیشم ... نه جان تو... اااا....ولم کن ...

 

راستی حال پسر عموم الان خوبه  

ممنون از همتون که سراغشو ازم میگیرید



 خیلی خیلی مواظب خودتون باشید.... .(یهو تصادف نکنید)

سوالم یادتون نررررره..... .

بای 

محمــــ ـدامیـ ــن

نوشته شده در ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد امین ریگی| |

  مهم نیست کف پات رو شسته باشی یا نه !

 

حتی مهم نيست که کف پات نرمه يا زبر !

 

 مهم اينه که وقتی پات رو تو زندگيه کسی ميزاری و از زندگيش عبور می کنی

 

 وقتی که مهلتت تموم شد و فقط رد پات موند

 

 اونقدر اون رد پا خواستنی باشه

 

 که به کسی اجازه نده پاهاش رو روی رد پات بذاره !  
                                                                                  

 
         
نوشته شده در ساعت 0 قبل از ظهر توسط آرمان| |

سلام بچه ها خوبید ؟ چه خبر ؟از امتحانات اومید وارم همتون امتحانتاتو به خوبی پشت سر گذاشته باشید امروز اومدم به دوستای گلم سربز بزنم  ولی هنوزم این استرس کنکور ............................؟ نمیدونم قبول بشم یا نه همتون حتما الان دارین در س میخونین واسه کنکورتون یا این که بعضی از دوستامون هنوز دارن امتحان میدن امیدوارم که امتحاناتون رو خوب بدین  راستی واسه ما هم دعا کنید که این کنکورو قبول بشیم 
نوشته شده در ساعت 9 قبل از ظهر توسط سهیل| |

Design By : Mihantheme